امشب به سوگ آرزوهام نشسته ام و در غم وغصه غوطه ورم .

امشب شمع حسرت آرزوهای بر باد رفته ام ذره ذره آب می شود.

برای مرگشان لباس سیاه به تن کرده ام

کاش فقط همین یک امشب را ،کسی برای عرض تسلیت به خانه دلم می آمد.

کاش یکی دلداریم می داد و دفتر کال آرزوهایم را ورق می زد ،

افسوس کسی نیست

دیگر از این بیابان تاریک و بی عبور خسته شده ام

حتی نقاشی آرزوهام برام سخت شده .

امشب می خوام با تمام دلتنگی و دل مردگی آنها را به دست مرگ بسپارم .

بدرود آرزوهای رفته بر باد

بدرود .



تاريخ : سه‌شنبه ٢٢ بهمن ،۱۳٩٢ | ٤:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سامان | نظرات ()