کفش کودکی را دریا برد، کودک روی ساحل نوشت: دریای دزد ... 

 

آن طرف تر مردی که صید خوبی داشت روی ماسه ها نوشت: دریای سخاوتمند...جوانی غرق شد مادرش نوشت: دریای قاتل ...

 

پیرمردی مرواریدی صید کرد، نوشت: دریای بخشنده 

موجی نوشته ها را شست.

 

دریا آرام گفت: 

به قضاوت دیگران اعتنا نکن، اگر میخواهی دریا باشی



تاريخ : دوشنبه ٢ تیر ،۱۳٩۳ | ٦:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سامان | نظرات ()