این روزهای بی درو پیکر کنارتو

ثانیه های بی غم و بی سر کنارتو

این جلوهای تو در آفتاب عشق

بیشتر مرا مست می کند کنارتو

این سرزمین بی تو چه تنها وبی کس است

وقتی که در خیال هم نباشد کنارتو

اینک بگو سکوت سبب دار تو زچیست؟؟

تو خنده کنی ومن حرص خورم کنارتو

این دیدن دزدکی هم دوا نمی کند

زخمهای قلب مرا اینجا کنار تو

آخر شبی من کار میدهم دستت

وقتی که زیر خاک وخاک کنار تو

دیگر چه فایده ای دارد این ابراز احساسات

وقتی اینجا نیستم کنارتو

اصلا دلت می آید تو در آرزوی من

من در فراغ تو اینجا کنارتو؟؟

اینجا سکوت شکنجه است میفهمی؟؟

اینجا سکوت ضروری نیست در کنارتو

اصلا برای همین دوست دارمت

این روزهای بی هدف در کنارتو

اصلا برای این دوست دارمت

هر بشکنی ام....ا دوباره کنارتو

اصلا برای این دوست دارمت

میخواهی ام ای قریب که من در کنارتو

تو اولین ستاره این قلب خسته ای

پس باش بمان بگذر اینجا کنارتو...

هی میکشی به آتش عشقت مرا و باز

من زنده میشوم به امید کنارتو

تو ایندفعه در آرزویم جان نمیدهی

ای



تاريخ : شنبه ۱٤ دی ،۱۳٩٢ | ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سامان | نظرات ()