باران...

باران رحمت خدا همیشه می بارد

تقصیر ماست که کاسه هایمان را

    برعکس گرفته ایم.!!

/ 37 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرنگیس

[گل][گل]ز دستم بر نمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینم بجز رویت نمی‌خواهم که روی هیچ کس بینم من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم تو را من دوست می‌دارم خلاف هر که در عالم اگر طعنه است در عقلم اگر رخنه است در دینم و گر شمشیر برگیری سپر پیشت بیندازم که بی شمشیر خود کشتی به ساعدهای سیمینم برآی ای صبح مشتاقان اگر نزدیک روز آمد که بگرفت این شب یلدا ملال از ماه و پروینم ز اول هستی آوردم قفای نیستی خوردم کنون امید بخشایش همی‌دارم که مسکینم دلی چون شمع می‌باید که بر جانم ببخشاید که جز وی کس نمی‌بینم که می‌سوزد به بالینم تو همچون گل ز خندیدن لبت با هم نمی‌آید روا داری که من بلبل چو بوتیمار بنشینم؟ رقیب انگشت می‌خاید که سعدی چشم بر هم نه مترس ای باغبان از گل که می‌بینم نمی‌چینم[گل][گل]

فرنگیس

[گل][گل]سلام مرا به غرورت برسان !!!!!!!!! و به او بگـــــــــــو: سزای قامت بلندش تنهاییـست ........ [گل][گل]

فرنگیس

[گل][گل]گرگها همیشه زوزه نمیکشند . . . گاهی هم می گویند : دوستت دارم . . . و زودتر از آنکه بفهمی بره ای ، میدرند خاطراتت را . . . و تو میمانی با تنی که بوی گرگ گرفته [گل][گل]

فرنگیس

شبـــــــیه مه شده بـــــــــودی نه میــــــــشد در آغوشت گرفــــــت و نه آنســـــــــــوی تو را دیـــــــد تنـــــــــــــها میشد در تـــــو گم شد که شـــــــدم [گل][گل]

parisa

[گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

الناز

زیبا و پر معنی بود . ممنون که به وبلاگم اومدین . [گل]

raziiii

قربونت برم خدا جون وهیچ وقت ما رو به حال خودمون واگذار نکن .مرسی خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااا[گل][گل][گل][گل][گل]

هستی

گاهی وقت ها نمی دانم از دست داده ام یا از دست رفته ام ... سلام...موفق باشی

جون جونی

دکتر نیستم، اما برایتان 10 دقیقه راه رفتن روی جدولهای کنار خیابان تجویز میکنم تا بدانید تعادل چیز مهمی است…

ضحی

خیلی جالبه. واقعا درست نوشتی!