مرگ آرزوهام


 

امشب به سوگ آرزوهام نشسته ام و در غم وغصه غوطه ورم .

امشب شمع حسرت آرزوهای بر باد رفته ام ذره ذره آب می شود.

برای مرگشان لباس سیاه به تن کرده ام

کاش فقط همین یک امشب را ،کسی برای عرض تسلیت به خانه دلم می آمد.

کاش یکی دلداریم می داد و دفتر کال آرزوهایم را ورق می زد ،

افسوس کسی نیست

دیگر از این بیابان تاریک و بی عبور خسته شده ام

حتی نقاشی آرزوهام برام سخت شده .

امشب می خوام با تمام دلتنگی و دل مردگی آنها را به دست مرگ بسپارم .

بدرود آرزوهای رفته بر باد

بدرود .

/ 77 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
P A R N A Z

چوب ها که می سوزند گرمت می کنند... ولی دلت که می سوزد... یخ می زنی... [گل][گل]

P A R N A Z

در این روزگار پر از درد کسی هست برایم... که به خاک میسپارد دردهایم را و به دوش میکشد غصه هایم را همین که کنارم باشد بس است برای فراموش کردن دردها... [گل][گل]

P A R N A Z

اگر روزی رسیدی که من نبودم تمام وصیتم به تو این است " خوب بمان " از آن خوب هایی که من عاشقش بودم..! [گل][گل]

P A R N A Z

می بینی ؟ در دستهای لغزنده ی ما همیشه تنها حسرت آنچه در آن بیشتر می فشاریمش باقی مانده است ! [گل][گل][ناراحت]

P A R N A Z

با همه چشم انتظاری با پیامت دلخوشم ای قرار بی قراری ساحل آرامشم گاه گاهی پر بزن تا خلوت تنهاییم تا ببینی در فراق و بی کسی ها من چه رنجی می کشم [گل][گل]

elh@m

تنها یک حرف مرا آزار میدهد ، حتی یک کلمه هم نمیشود تنها یک حرف مرا هر روز غمگین تر میکند … همان یک “ن” که در ابتدای “بودنت” نشسته است !

raziiii

شما هم وب زیبایی دارین .از آشنایی با شما خوشحالم

آرزو

زندگی با ما چه کرد که این دلِ پــُـر آرزو ، از آرزو بیزار شـد ؟؟؟

مهنا

گاهی دوستت دارم ها بی فایده اند… مثل موفق باشیدهای انتهای برگه ی امتحانی…