خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا..........

 

 

هیچ لذتی اندازه ی این که یه بچه ی کوچولو دستشو دراز
کنه طرفت که یعنی

 

بغلم کنی نیس و حال نمیده!!! اصن یه لذت عجیبی
داره!!

 

گاهی فکر میکنم که خدا و دوستای خدا  هم همین حسو
دارن وقتی ما بهشون متوسل میشیم...

 

ولی یه نکته یادمون باشه که بچه ها مخلصانه و با
تمام وجود دستاشونو دراز میکنن برای بغل شدن

 

/ 181 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرنگیس

[قلب][گل][قلب]ا لب‌هام روی چشم‌هات علامت تعجب بگذارم که هر وقت علامت خطر دید دلش بوسه بخواهد ؟ می‌بوسمت و ماه می‌شوم بر سينه‌ی تو آويخته به زنجيری که دست‌های من است با خیالت زندگی می‌کنم و با خودت عاشقی کاش دو بار زاده می‌شدم يکی برای مردن در آغوش تو يکی برای تماشای عاشقی کردنت آن‌همه دشت بی‌انتها آن‌همه تپه سبز آن‌همه چشم خیس آن‌همه گل سرخ و سپید و بنفش همه در خواب من بودند تا بفهمند نگاه من شیداتر است یا صدای تو عاشق‌تر و زمین در چرخش خود مکثی کرد تا مزه مزه کردن این لحظه لَختی به طول انجامد و دل من آرام گیرد آن‌همه دشت بی‌انتها آن‌همه تپه سبز آن‌همه چشم خیس آن‌همه گل سرخ و سپید و بنفش سرد و زیبا آنجا مبهوت باد همه در خواب من بودند ديگر گمت نمی‌کنم وگرنه راه می‌افتم شهر به شهر زنگ خانه‌ها را می‌زنم و می‌پرسم : عشق من اينجاست ؟[قلب][قلب][گل] [قلب]

فرنگیس

[قلب][گل][قلب]ا لب‌هام روی چشم‌هات علامت تعجب بگذارم که هر وقت علامت خطر دید دلش بوسه بخواهد ؟ می‌بوسمت و ماه می‌شوم بر سينه‌ی تو آويخته به زنجيری که دست‌های من است با خیالت زندگی می‌کنم و با خودت عاشقی کاش دو بار زاده می‌شدم يکی برای مردن در آغوش تو يکی برای تماشای عاشقی کردنت آن‌همه دشت بی‌انتها آن‌همه تپه سبز آن‌همه چشم خیس آن‌همه گل سرخ و سپید و بنفش همه در خواب من بودند تا بفهمند نگاه من شیداتر است یا صدای تو عاشق‌تر و زمین در چرخش خود مکثی کرد تا مزه مزه کردن این لحظه لَختی به طول انجامد و دل من آرام گیرد آن‌همه دشت بی‌انتها آن‌همه تپه سبز آن‌همه چشم خیس آن‌همه گل سرخ و سپید و بنفش سرد و زیبا آنجا مبهوت باد همه در خواب من بودند ديگر گمت نمی‌کنم وگرنه راه می‌افتم شهر به شهر زنگ خانه‌ها را می‌زنم و می‌پرسم : عشق من اينجاست ؟[قلب][قلب][گل] [قلب]

فرنگیس

[قلب][گل][قلب]ا لب‌هام روی چشم‌هات علامت تعجب بگذارم که هر وقت علامت خطر دید دلش بوسه بخواهد ؟ می‌بوسمت و ماه می‌شوم بر سينه‌ی تو آويخته به زنجيری که دست‌های من است با خیالت زندگی می‌کنم و با خودت عاشقی کاش دو بار زاده می‌شدم يکی برای مردن در آغوش تو يکی برای تماشای عاشقی کردنت آن‌همه دشت بی‌انتها آن‌همه تپه سبز آن‌همه چشم خیس آن‌همه گل سرخ و سپید و بنفش همه در خواب من بودند تا بفهمند نگاه من شیداتر است یا صدای تو عاشق‌تر و زمین در چرخش خود مکثی کرد تا مزه مزه کردن این لحظه لَختی به طول انجامد و دل من آرام گیرد آن‌همه دشت بی‌انتها آن‌همه تپه سبز آن‌همه چشم خیس آن‌همه گل سرخ و سپید و بنفش سرد و زیبا آنجا مبهوت باد همه در خواب من بودند ديگر گمت نمی‌کنم وگرنه راه می‌افتم شهر به شهر زنگ خانه‌ها را می‌زنم و می‌پرسم : عشق من اينجاست ؟[قلب][قلب][گل] [قلب]

فرنگیس

[قلب][گل][قلب]ا لب‌هام روی چشم‌هات علامت تعجب بگذارم که هر وقت علامت خطر دید دلش بوسه بخواهد ؟ می‌بوسمت و ماه می‌شوم بر سينه‌ی تو آويخته به زنجيری که دست‌های من است با خیالت زندگی می‌کنم و با خودت عاشقی کاش دو بار زاده می‌شدم يکی برای مردن در آغوش تو يکی برای تماشای عاشقی کردنت آن‌همه دشت بی‌انتها آن‌همه تپه سبز آن‌همه چشم خیس آن‌همه گل سرخ و سپید و بنفش همه در خواب من بودند تا بفهمند نگاه من شیداتر است یا صدای تو عاشق‌تر و زمین در چرخش خود مکثی کرد تا مزه مزه کردن این لحظه لَختی به طول انجامد و دل من آرام گیرد آن‌همه دشت بی‌انتها آن‌همه تپه سبز آن‌همه چشم خیس آن‌همه گل سرخ و سپید و بنفش سرد و زیبا آنجا مبهوت باد همه در خواب من بودند ديگر گمت نمی‌کنم وگرنه راه می‌افتم شهر به شهر زنگ خانه‌ها را می‌زنم و می‌پرسم : عشق من اينجاست ؟[قلب][قلب][گل] [قلب]

فرنگیس

[قلب][گل][قلب]ا لب‌هام روی چشم‌هات علامت تعجب بگذارم که هر وقت علامت خطر دید دلش بوسه بخواهد ؟ می‌بوسمت و ماه می‌شوم بر سينه‌ی تو آويخته به زنجيری که دست‌های من است با خیالت زندگی می‌کنم و با خودت عاشقی کاش دو بار زاده می‌شدم يکی برای مردن در آغوش تو يکی برای تماشای عاشقی کردنت آن‌همه دشت بی‌انتها آن‌همه تپه سبز آن‌همه چشم خیس آن‌همه گل سرخ و سپید و بنفش همه در خواب من بودند تا بفهمند نگاه من شیداتر است یا صدای تو عاشق‌تر و زمین در چرخش خود مکثی کرد تا مزه مزه کردن این لحظه لَختی به طول انجامد و دل من آرام گیرد آن‌همه دشت بی‌انتها آن‌همه تپه سبز آن‌همه چشم خیس آن‌همه گل سرخ و سپید و بنفش سرد و زیبا آنجا مبهوت باد همه در خواب من بودند ديگر گمت نمی‌کنم وگرنه راه می‌افتم شهر به شهر زنگ خانه‌ها را می‌زنم و می‌پرسم : عشق من اينجاست ؟[قلب][قلب][گل] [قلب]

neda

گاهی خوردن لگدی از پشت ! برداشتن گامی به جلو است . . .

elham

سلام.مرسی از نگاهت.

مريم

عالي بود اشك تو چشمام جمع شد............

سعید

برای خــــــــــــــ­ــودت زندگی کن وبرای دیگری زندگـــ­ـــــــــــــی باش . . . سلام به من هم سربزن اگه خواستی باهم تبادل لینک کنی بهم خبر بده.ممنون